جشن وبزن وبرقص
عمو جون نیما ومنیژه جون پیوندتان مبارک
با آرزوی خوشبختی برای شما دو عزیز
آخر هفته قبل درگیر مراسم نامزدی عمو جون نیما بودیم . ته تغاری آقا جونم . خیلی خوشحال بودم از
اینکه دوباره مراسمی شده و همه خونه آقا جونم سرشون جمع میشه . آخه دو سه ماهی می شد که
سورنا ( پسر عمه عزیزم ) و دادش موچولوشو ( اهورا جون ) که تازه به دنیا اومده بود و ندیده بودم .
بالاخره اومدن و دیدار ها تازه شد . اهورا نی نی کوچولو شون و هم دیدیم یه نی نی ناز و ملوس و تو دل
برو ...ایشالا تا باشه از این جشن ها و شادی ها و دور هم بودن ها ......
از چند روز مونده به عقد من و زهرا جون ( مامان شهراد ) مشغول جمع آوری وسایل سفره عقد بودیم و
با کمک و همکاری هم سفره عقد رو پهن کردیم .
اینم هنر دست مامان زهرا ( مامی کارن ) و مامان زهرا ( مامان شهراد ، شیر کوچولو)


عمـــــو جونــــــم دامــــــادشـــــدنــــت مبـــــــارکـــــــــــــــه

داماد ( عمو جون نیما )
از راست به ترتیب کارن - ارمان ( پسر عمو ) - سورنا و نی نی موچولو اهورا ( پسر عمه )
جای شهراد شیر کوچولو ( پسر عمه ) هم که خالی ....... فکر کنم تو خواب ناز بود

شب جشن نامزدی عمو جون نیما .......... وای که چقد خوش گذروندیم
از راست شهراد ( شیر کوچولو ) - کارن ( پلنگ کوچولو ) - سورنا ( شیطون و بلا )

کوچکترین نوه آقا جونم .... جشن نامزدی عمو جون نیما .... اهورا جون 2 ماهه
اهورا جون دوست داریم دلمون خیلی تنگ شده . زود به زود بیا ساری که سیر ببینیمت .

فردای روز عقد ........ حیاط خونه آقاجون ........ شیطنت وروجک ها
امان از دست شما شیطون بلاهاایشالا همیشه خوش و سرحال و سر زنده باشید .


جشن وبزن وبرقص
